دنیای من!!

شیر و میش

دنیای من!!

شیر و میش

۲۰ مطلب در دی ۱۳۹۱ ثبت شده است

یلدای همتون مبارک .. قدر ثانیه هاتونو بدونید و بدونم !! و یک نصیحت نوه گانه به همه ی پدربزرگ و مادربزرگ های خواننده ی وبلاگم ( که کمم نیستن البته !! (زهکی !!)): ثانیه هایی که داریم ارزشش خیلی بیشتر از این چهارتا سریال مزخرف تلوزیونه ! حداقل برین سریال خارجکی ببینین بهتر از این ایرانیاس!!

به هرحال ! یلدا رو برا اولین بار به خودم تبریک میگم !! چون تازه درک کردم که کنکوری ام و زمان یعنی چی ! تازه فهمیدم که اینهمه ملت حنجره اشون رو پاره میکنن میگن تایم ایز اور و وقت تمومه و اینا یعنی چی ..! تازه درک میکنم که امروز که خودمو تو آینه نگاه میکنم چقدر پیر تر از دیروز شدم ..!!!


پ.ن:زمان چیز آمفوتریه !! نه خوبه نه بد !!
پ.ن : دلم شدیدا قاراشمیشه ! نمیدونم چیه !! انگار سوار ازین سرسره آبیای گنده مددی شدی ! یا ترن ! خیلی بده ! بده این حس نه وقتی که واقعا سوارشون نشدی !!! :دی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۰:۰۵
Melika Amiri

بلد شدم که وقتی میخوام به یکی شمارمو بدم بلند بلند داد نزنم شماره رو و خودم  یه جا بنویسم براش تا یه مسترق* سمع بدبختی رو که اونورتربی گناه و پاک تر از برگ گل محمدی نشسته، بیچاره نکنم !!


 و اینم بلد شدم که گرد روبی فلاسک چایی والد محترم و آرزو کردن یه ماشین زمانی ، تایم ماشینی چیزی ، کار بس مزخرف و بیکارمآبانه ایه ! باید برم و دنبال قوری واقعی هه بگردم ! 


*مسترق همون اسم مفعولی استراق از باب استفعال! کجاس آقای فرجی ببینه انقده عربی بلدم !!


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۰:۰۴
Melika Amiri

این پست اسم نداره! چون حرفی نداره !

شده بیخیال بشی ؟ بیخیال بیخیال ؟؟ این که کی چی میگه یا این که خودت چی میخوای و خواستن که نخوای ؟ شده بیخیال بشی که آخرش بگی بابا به جهنم هرچه بادا باد ؟ بذار هرکاری میکنن بکنن ؟
بدترین نوع بیخیالیه . چون آخرش بیخیال خودت میشی  حتی به جایی میرسه که بیخیال متاسف شدن برا خودت میشی..
-و آن روزی میرسد که خدا را که سهل است ، بنده ی زیبای خدا را ، خود را ، به خرابه خانه ی فراموشی میسپاری!

تموم کردم ..
برام فاتحه بفرستین !!

پ.ن :آب داره همیطوری چیک چیک میریزه تو ظرف شویی . تنبلیم میاد بلند شم برم سفت کنم شیرو . دارم فکر میکنم که سدیه این تنبلی براخودش در برابر پتروس فداکار شدن ..!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۰:۰۴
Melika Amiri

حالی محرم است بیا در پناه عشق

یا سجده کن به کرب و بلا قبله گاه عشق

گفتند العطش همه طفلان و باز هم

آتش زدند اهل جفا خیمه گاه عشق

عهدی دوباره بست و نمازی دگر گزارد

با خون وضو گرفت در آن عرصه شاه عشق

صد چاک پیکرش که به میدان رزم بود

آن گونه گشته بود که باشد گواه عشق

خورشید روی نیزه به میدان کربلا

بس آیه خواند و گفت که این است راه عشق

زینب که خون به پایه محمل فرو چکاند

هرگز گنه نداشت به غیر از گناه عشق

شب را شکسته و شب صفتان را به بند بست

زینب به آه عشق و حسین از نگاه عشق

مستیم ما امیر ! ز جام خیال دوست

با نغمه ها و زمزمه ی گاه گاه عشق

                       امیر عاملی - از کتاب : عشق ، عطش ، انتظار

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۰:۰۴
Melika Amiri

گلوم خیلی درد میکنه از بس که جیغ کشیدم !
سرمم درد میکنه از بس دینامیک خوندم !
چشام هم درد میکنن از بس که ... همه چی دیدم !!

مخم داره سوت میکشه از بس که شنیدم هرکی از هرکی از هرشهری باشه بد میگه ! جدیدا کشف کردم قمی ها متنفرن از تهرانی ها !و البته از مشهدیا ! و البته کمی هم از اصفهانی ها .. و البته مقدار بسیار اندکی بیشتر از کمی از تبریزی ها !
بعد جالب اینجاس که قمی ها از قمی ها هم بدشون میاد ! چون شجره نامشون رو نگاه کنی هفت اندر جد قمی ان و حالا مادر مادر مادربزرگ پدر جدشون خدا نکنه که متولد قم نباشه .. اصل و اصالت خانوادگیشونو به فنا میدن که بگن ما قمی نیستیم !!
یه چیز خیلی جالب تر اینکه فقط قمی ها اینطور نیستن !
مشهدی هاهم اینطورن !
بجنوردی ها هم با دز بالاتر اینطورن !
ارومیه ای ها ...!!! اونام خیلی اصرار دارن بگن ما ارومیه ای نیستیم !
کلا کل ایران !
نمیگم همه اینطورن ها ! آدما باهم فرق دارن . ولی اکثریت آدمایی که من دیدم یعنی قریب به 98درصدشون اینطورین!

بعد خیلی قشنگ تر از همه چیز ما ایرانیا میایم خودمونو فحش میدیم . اینهمه حرفی که برای هر شهری در میاریم ، این همه جکی که از ترکا و کردا و لرا و فارسا میگیم ، این همه پسوند و پیشوندی که جلوی اسم آدما میذاریم به خاطر این که متولد یه شهر دیگه ان .. همه و همه ی اینا خب یعنی چی آخه !؟ من موندم تو فلسفه ی این .
اصلا من تو عمرم خدایی یه مشهدی بدجنس ندیدم یا یه اصفهانی خسیس . یا هرچی ترک دیدم زرنگ تر و تیز تر از هرکی دیگه بوده . بعد این اسما رو از کجا درمیاریم واسه خودمون ؟

امروز یه دختره اومد به من و اصالتم فحش داد . آخرشم گفت خب حقیقته ! حالا دور از جون تو به هرحال استثنا پیدا میشه ! ناراحت نشو ! دلم خیلی شکست . یعنی چی آخه ؟ چرا همیشه فکر میکنیم جمعیت غالب آدم بدن و خوب هایی هم به عنوان استثنا داریم ؟ چرا هیچوقت اصل برعکسشو قبول نداریم که آدما کلا ذاتا خوبن مگه این که بد باشن!؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۰:۰۴
Melika Amiri

اول اول پست قبل هرچی باید یه چیزی بگم .. سحر جونم امیدوارم که بیای و ببینی و بخونی اینو!
منظور من از اون یه تیکه ی پست قبلی که دوستام نبود ! تو منو از خودمونی میشناسی دیدی پستامو ، چرندپرندامو واسه همین میشناسی منو ! تو که دوست عزیزمی و من تازه خیلی خیلی خوشحالم شدم که وبلاگمو میخونی !
چون فقط دوست دارم که دوستام و کلا آشناها بخونن . برام اونا مهمن نه بقیه !

خب این از این ! و اما ادامه ی داستان !


You know what is harder than losing your friend !??! Nothing is harder than that but knowing she was never your friend !
Sometimes it is hard to understand what did you do that made them so angry with you !I really didn't expect her to act like this . I mean.. come on I thought she was my friend ! But this behavior of her showed me she never was ! Now I can understand maybe she was good to me just because I could talk to her and listen to her ! She just needed one ear to hear ! And also someday we used to spend the way back home together and maybe this was the reason !
But now she just showed me her real SHE !
Don't be sad Melika ! It is always like this ..!
09/1        22:28


خب این مال دیروز بود ! مال همون لحظه ! اما الان .. ! نمیخوام بگم ارزششو نداره ناراحت باشم ! متنفرم از این جمله ی کلیشه ای ! آخه مگه میشه آدم برای یه چیز بی ارزش ناراحت بشه !؟ وقتی ناراحت باشه از یه چیز ینی به اون چیز اهمیت میداده ! یعنی براش باارزش بوده وگرنه مالیخولیا که نداره !
ولی الان میبینم اون چیزی که با ارزش تره خودمم و شخصیت خودم ! همون دایره ی خودم ! ناراحت میشم ولی دایره امو هواشو دارم ! کوچیکش نمیکنم .  هر حسی دارم برا خودم نگه میدارم . خودش خواست نشون بده که میدونه همه ی تقصیر گردن من نبوده . نخواست هم که باید کلی متاسف باشم برای خودم که دوباره به این نتیجه رسیدم که Nothing is harder than losing your special friend!


پ.ن : متنفرم از کسایی که میگن متنفرن "از کسایی که هی و هوش و خر و الاغ و گاو و گوسفند لحن مودبانه ی حرف زندشونه" و همین کلمات قشنگ  اتفاقا دقیقا نشونه ی صمیمیت خودشونه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۰:۰۴
Melika Amiri

امروز تقریبا قصر در رفتم از یه مرگ فوق العاده ناراحت کننده و تراژدیک !!
البته خیلی هم حادثه نبودا ! اینقدرم که فکر میکنم یا میگم بزرگ نبود ! کلا جمله ی اول اغراق آمیز بود شدیدا اما به هر حال امروز از خیابون رد شدنی نزدیک بود بین دو تا ماشین پرس بشم ! خب این واقعا قابل اغراق کردن هست ! به هر حال کم چیزی نیستش !!...این از این !

امروز بازم به نتایج دیگه ای رسیدم !! به یه سری چرندیات دیگه !! ( فلسفه ای داره این که کلمه ی چرند برا خودش !)
نتیجه ی اول : برا بار دهم نه صدم به این اعتقاد رسیدم که : live together die alone ...!!
نتیجه ی دوم : آدما روح ندارن ! دو تا دلیل دارم ! میدونم کافی نیست برا رد کردن وجود روح !! اصلا الان که دارم تایپ میکنم این جمله رو خندم میگیره ! من کی ام که بیام درباره ی بودن یا نبودن اصلی ، به اصلی ، روح نظر بدم !! .. ولی خب به هرحال سوالیه که پیش اومده !! اصلنم خنده دار نیست ..! به هرحال مسئله بودن یا نبودنه !

(اگه اتفاقا و تصادفی هرکی (غیر آشنا البته !) داره این پست وبلاگو میخونه بهش بگم اینجا هیچ حلوایی خیرات نمیشه ! خوندن باقی این پست همون و تلف کردن وقتت همون ! هیچی نیست ادامه به جز یه مشت چرند پرند ! برا خودمه فقط .. یا حداقل برا کسی که منو میشناسه ! میدونه چطوری فکر میکنم .پس میفهمه چی میگم!)

خب اول برم سراغ نتیجه دومیه :
قبلنم یادمه یه چیزایی نوشتم . به هر حال آقا روح وجود نداره ! میگی چرا !؟ چون ریزترین اتفاقایی که تو بدن ما میفته ، ریزترین و جزئی ترین حسی که داریم دلیلش تو بدن خود آدمه . همون بدن مادی . همون بعد جسمانی به قول مولف کتاب دینی !! تو اگه ناراحتی به خاطر ترشح یه سری هورمونه . اگه خوشحالی میخندی هیجان داری بازم همین .
یا برعکس اگه یه آدمی مثلا بدنش قدرت ترشح آدرنالینو نداشته باشه خب تابلوئه که این آقا ( حالا تبعیض جنسی نشه یا خانم !!) وقتی که باید هیجان زده نمیشه که هیچی ، عین گاگولا وامیسه کنار و ریختن یه آسمون خراشو تماشا میکنه ! بدون هیچ حسی ! کاملا زامبی ! خب این اگه هم بخواد نمیتونه اینجا هیجان داشته باشه ، بترسه یا فرار کنه . چون بدنش این دستورو نداده بهش ! پس اینجا روحی که اصل وجود آدماس محدود شده به وسیله ی جسم . اون بعد جسمانی دیگه اینجا یه وسیله نیست برای روح .. برعکس روحو محدود کرده . خب مگه نداشتیم ما که بعد روحانیه که عواطف و احساساتو کنترل میکنه ؟؟ مگه این روح ماها نبود که شخصیت ما رو میساخت !؟ عصبانیت و نفرت ؟؟ پس این وسط چرا این روحه که باید جسمو کنترل کنه دقیقا توسط همون جسم داره محدود میشه ؟؟
گذشته ازینا .. علم اونقدر جلو رفته که دیدین گوسفند و عروسک زنده که چه عرض کنم ، آدمم میشه ساخت ! ساخت !! تکلیف روح اینا چی میشه ؟ گیریم انسان با استفاده از علم خدادادی که داره با یه دونه سلول یه موجودو ساختو گیریم که بهش جون داد با استفاده از همون علم . روح چی ؟
روحو هم آدم داده به اون موجود !؟ خب باباجون من اگه آره که این وسط آدم با خدا چه فرقی میکرد ؟؟
این خداس که روحو به ما داد . این خداس که مارو خلق کرد .. مگه نه ؟؟
خب شکی نیست . پس روح اون موجوده چی ؟؟ بدون روح میتونه مگه باشه بدن!؟؟

این از این ! نتیجه ای که خودش به نتیجه نرسید و درگیره هنوز اون تو ( اشاره به مخ بیشتر مخ نمای اینجانب !)

  • دقت کردی بی صفت ، کلمه ای که ما به عنوان فحش ازش استفاده میکنیم بعضی وقتا فحش نیست تازه تعریف و تمجیدم هست !؟؟؟ باور کن بی صفت بودن صد مرتبه بهتر از اینه که یزیدبن معاویه و شمربن ذی الجوشن باشی !!!

و اما نتیجه ی اول !!
هیشکی هیچ جا هیچوقت بهتر از خودت برا خودت نیست !
 البته یه فاکتور گنده از خدا بگیر این وسط که حرفی نیس توش که خدا اون بالا نه ، همه جا و همه وقت از هرکسی برات بهتره و از خودتم !
آدما ذاتشون اینه که نهایتا اولین کسی که به فکرشن خودشونن . اگه اینطورم نباشه به هرحال بازم نمیتونن اونطور که خودت برا خودت میتونی باشی ، برات باشن . خب این دقیقا به خاطر اینه که تو نمیتونی هیچوقت اونطوری که اونا برا خودشون میتونن باشن ، براشون باشی .
معادله و فرمول پیچیده ای نیستش ! نهایتا خود آدمان که خودشونو نجات میدن ! نه هیشکی دیگه !
این تو ذات همه ی آدمای خوب و بد هست . حالا آدمای خوب با کارایی که میکنن فرقو درست میکنن بینشون با آدمای بد که کارای دیگه ای میکنن که مثل کارایآدمای خوب نیست!

حالا فکر کن آدم که این خصلتو داره به طور طبیعی حالا بیاد و اینو رشدش بده نه تنها نخواد که به فکر اون یکی باشه ، بخواد که نخواد به فکرش باشه یعنی ولش کنه پی کارش اون یکی رو! به اونیکی کمک نکنه که خودشو نجات بده .
 اونوقته که کره ی زمین تقسیم میشه به میلیاردها دایره ی کوچیک با مرکزیت خود آدما . نفسشون .
بعد اونوقت خدا نکنه که این دایره ها به همدیگه بخورن . یعنی خدا نکنه که مسیر مرکزیت یه آدمی وسط مسیر مرکزیت اونیکی باشه !
اونا سعی میکنن اون یکی رو پرت کنن بیرون . از دایره ی خودش . از محدوده ی خودش. یعنی اونیکی رو مجبور کردن که نه تنها به فکر خودش نباشه تازه بیاد به اونام خدمت کنه ! یه افزایش شعاعی باشه برا اون آدما ! اون آدما کدومان ؟ همونا که زرنگ ترن و قوی تر .. ... اینطوری میشه که میبینیم همه ی آدما پیرو حکومت جنگل میشن !

اینطوری میشه که ملت همیشه در صحنه تبدیل میشن به ملت همیشه در پشت صحنه ! ملت همیشه در پشت صحنه ای که آدمای دیگه رو فقط برای نفع خودشون اسیر کردن تو دایره ی خودشون . برای بزرگتر کردنش . برای رشد دادنش .
ملت همیشه در صحنه ای که به ظاهر لبخند میزنن بهت . به ظاهر بهت میگن که من بهت کمک میکنم ! من هواتو دارم .. اما تو پشت صحنه دارن دایره ات رو کوچیک تر و کوچیک تر میکنن تا اینکه توش محو بشی !!..


همین ! همین بود تمام و چرند پرندایی که میتونستم بیان کنم ! تازه کلی چیزا هستش که هنوز اون تو هستنو قدرتشو ندارم که بریزمشون بیرون و همینطوری اذیتم میکنن ! تازه اینایی هم که نوشتم دقیقا همون چیزایی نیستن که میخواستم بنویسم ! خیلی عجیبه ! خیلی سخته نوشتنشون ..!!

طفلی والده ی عزیز تر از جانم .. مجبوره هرروز چه چرندیاتی رو گوش کنه !!! چیزیم که نمیتونه بگه ( نیس که نمیگه اصلا البته !) خب بچشم دیگه ! گوش نده چه کنه !!!
مادرم ! همدردی های گرم من را پذیرا باش ! قول میدم که هیچوقت در مسیر کوچیک کردن دایره ات قدم برندارم !!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۰:۰۳
Melika Amiri

یه معلم فیزیکی داریم یه جمله ی قصاری داره که حرفه ای باش !
این حرفه ای بودن فقط تو حل مسائل فیزیک و شیمی و ریاضی و ژنتیک و اینا معنی نمیشه .. آدم باید تو همه چیز حرفه ای باشه . بعد این حرفه ای بودن یعنی چی ؟ یعنی آدم هرچی باشه .. من نباشه ! اونوقت این آدم موفق ترین عادم .. یعنی آدم ..(!) روی کره ی زمینه !
از قدیم من یه عادتی دارم دفتر پر میکنم . حالا خاطره هم که نه به اون صورت آی امروز به تاریخ فلان فلان من بهمان کارو کردم .. .  به هرحال یه نوشته ای بوده که منو تو اون دوره کاملا نشون داده . جالب اینجاس سال به سال هم که دفتر عوض میشد سبک نوشتن تو دفتره هم عوض میشد . من هیچوقت نتونستم تشخیص بدم کدوم دفترمو بیشتر دوست دارم ..هر دوره ای یه شخصیتی بودم و هر دفتری رو که میبینم دلم میخواد همون آدم قدیمی باشم و قتی میبینم که نیستم .. خوب هم خوبه هم بد ! به هر حال آدمه دیگه . طبیعتشه که عوض بشه .. .
زندگی میگذره .. منم میگذرم . عوض میشم . جهتشو نمیدونم که آیا این دلتای شخصیت من به جهت مثبت محور ایکس هاست یا جهت منفی ..!! 
والا این چیزی که من خودم دارم میبینم ..کیلومتر هایی هست طرف منفی محور !! همون یه چیکه قلمی که از والده ی محترم به ارث برده بودم همونم پرید رفت ..!!
که گویا همه ی اینا علایم کنکور هستن ! امسال زودتر نه عین جت گذشت . دو ماه دیگه عیده دو ماه دیگشم امتحانا و دو هفته دیگشم کنکور ..! متفرم ازش ! همه چیزمو گرفت ..!!!
حرفی ندارم برای گفتن . همه ی اینا چرت و پرت های یک مغز متورم بود ..!

پ.ن : روز به روز که میگذره بیشتر عاشق ژنتیک میشم . اما وقتی به آخر عاقبت دکترای ژنتیک فکر میکنم که نهایتش خیلی در به تخته بخوره براشون و بزنه استاد دانشگاه شدن ..! بعد اونوقت خود ژنتیک چی میشه ؟ اون علم دیگه به چه کار عالمش میاد وقتی هیچی به هیچی ؟ ژنتیکه و تحقیقاتش .. بعد اونوقت تو ایران اصلا حمایت میکنن این محققا رو ؟ اصلا چند تا موسسه ی رسمی تحقیقاتی ژنتیک داریم تو ایران ؟ چقدر پیشرفت داشته این علم تو ایران ؟ حالا نه فقط این . کلا رشته های پایه .. . چقدر بهش بها میدن ؟ .. بگم بازم ؟ دلم پره !!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۰:۰۳
Melika Amiri

وحشتناک ترین راهی که میتونی ازش استفاده کنی و وقتتو تلف کنی اینه که عینهو این زامبی ها چشم و گوش و روحتو به دنیای اطرافت ببندی و بشینی پای این فیلما و سریالای مزخرف .
هرچقدر که وجود داری ، وقتی چشمتو دادی به فیلم و ذهنتو دادی به اتفاقایی که میفتن توش ، دیگه نداری !!
جالب اینجاس که دیدن فیلم هیچ انرژی مثبتی بهت نمیده و روجتو اصلا شاد نمیکنه . هرچی میده یه انرزی کاذبه ! یه دروغ بزرگ . فقط یه دروغ بزرگو بهت القا میکنه . نمیبینی وقتی داری نگاه میکنی فیلمو چه با تک تک صحنه ها که عوض میشن حالت چهره ات عوض میشه ؟ واسه اینه که جذبش شدی . تاثیرو دیدی . قبولش کردی . دنیای واقعی رو زندگی واقعی رو فراموش کردی و برای یه لحظه خودتو تو اون شرایطی که تو فیلم داری میبینی قرار میدی . نمیبینی وقتی که فیلم تموم میشه بلند میشی از پاش مخت در حال سوت کشیدنه ؟؟ هنوز تو بحر فیلمه ای . یه کم دیگه که بگذره تازه یادت افتاده که هنوز زندگیت همونجوری که بود هست . به همون ثبات قبلیش !
دروغ نگو که تاثیر نداره . الکی نگو که وقتی فیلمو میبینی فقط همون آنه . چون اگه اینطور بود اصلا نمیشستی پاش !!




پ.ن : اینایی که گفتم همشون حرف دل و حرف عقلم بود ! نه هیچی بیشتر نه هیچی کمتر !!
پ.ن 2: میخوام برم قسمت چهارم ومپایر دایریز رو ببینم ! شدیدا مشتاقم ببینم چی شد !! ( ضد و نقیض تو روحیه ی یه آدم به اینصورت مشاهده میشود !! )

پ.ن3: خوش ترین خبری که یه بیمار در انتظار یه پیوند یونیک میتونه بشنوه چی میتونه باشه جز خبر مرگ مغز یه نفر دیگه ؟؟ مرگ یه آدم دیگه ؟؟؟
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۰:۰۲
Melika Amiri

کلام اول : این یه اپیزود نیست ! اسپویلره !!
کلام دوم : من آدم نمیشم .. ! همین فرشته ای که بودم میمونم  ...هیچوقت اشرف مخلوقات نمیشم ..!!!...گوشیمو برای دومین بار گم کردم ! نکته ی کنکوری اینجاس که یه ماه نشده بود که پیدا شده بود !! قشنگه نه ؟؟!

آخه کجا رفته ؟ باتریش خالی کرده بود یادم رفت بزنم به شارژ ..همونجا رو تخت ولش کردم رفتم کلاس .. اومدم قدرت خدا رو دیدم . خداییش جل الخالق ..!! گوشی ها هم بال درمیارن ..!!! میدونستی ؟؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۱ ، ۱۰:۰۲
Melika Amiri