دنیای من!!

شیر و میش

دنیای من!!

شیر و میش

۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است

ولی به نظر من هیچ چیز دست نیافتنی نیست!!

مگه نه خدای من؟؟


به هر حال!

خیلی پیش نمیاد که ازون خوابایی ببینم که آدم دلش نمیخواد بیدار بشه! ازونایی که توش هرچی لایفتایم ویش و هدف و آرزو داری تو زندگیت، به حقیقت ( به حقیقت که نه البته! به رویا! خب خوابه!) میپیونده!!

خیلی شیرین بود واقعا.. اونقدر که درکش الان یکم برام سخته!

یجوری بود که الان هی با خودم میگم یعنی میشه یه روزی خوابایی که میبینیم خواب نباشن دیگه؟؟

نمیدونم.. نه! بندپروازی نیست! اصلا این حرفا رو قبول ندارم!

هیچ چیز نشد نداره!

تا وقتی که نیرو محرکه اشو داشته باشی و اعتماد به یکی که بزرگ تر از این حرفاس که نتونی بهش اعتماد کنی.

به هر حال..!


خیلی شیرین بود!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۲ ، ۰۰:۴۸
Melika Amiri

درست گفتم اصلا؟؟ هیچ آدابی و ترتیب مجوی؟؟ به هرحال! هرچی!

از همین حالا شماره گذاری پستا و ترتیب و چه میدونم مرتب کردن بر اساس اروم دانا و خانا میره تو صندوقچه ی امبار! (انبار نه! امبار!!)


همین یکم پیش یه سوسک حدودا یه سانتی و سه میلی متری کاملا سیاه که از باغچه میاد و نمیدونم احیانا بهش میگن ساس، از رو دستم شوت شد اونور! جالب اینجاس جیغمم در نیومد! فقط ایست قلبی بود که اونم بحمد پروردگار رد شد!

همه جا تاریک.. جوجو و دودو بغل دستم.. عاشق رفتارشناسیشونم! بعضی وقتا من میخوام برم تو نخ جک جونورا! اونایی که از جنس خودم بهترن!!


به هر حال!


پست زدم تا بگم آقا من بعضی وقتا دلش میخواد میتونست ادوارد باشه!!!! نه ومپایر نباشه! یا زیر نور آفتاب اکلیلی نباشه!! فقط مایند ریدر باشه ورژن جدیدش!( در سلامتی عقلانی به سر میبرم شاید آیا! خود نیز در عجب است!)

حالا البته نه اینکه فقط بعضی وقتا باشه ها! ولی بعضا وقتا من واقعا اینو میخواد که بتونه بفهمه به چی فکر میکنن!

من اصلا هم فضول نیست!

من اصلا هم دهن بین نیست! کاری به کار افکار پوچ و متضاد پوچ دیگران نداره!

من فقط از من بودنش دچار سوء هاضمه شدیدی شده!!!(خودشم .. ینی خودمم نفهمیدم چی گفت نوشتم من!)

آره من نترس بود! شجاع بود! من پارتیزان بود!

من فکر کنم دیگه نیست! هست ولی اونایی که اون بالا گفتم دیگه نیست! من شاید فقط از اون بالاییا تظاهر کردن بهشون براش مونده!!

من خیلی به فکر منم.. خودمو اصلا دوست ندارما.. ولی یه احساسی دارم که این من شدیدا مظلوم واقع شده.. باید هواشو داشته باشم.. خیلی دوسش دارم..!

داشتم میگفتم!

من میخواد مایند ریدر باشه تا نترسه! تا انقدر تو دو راهی خندیدن یا نخندیدن به خودش نباشه!

من فقط میخواد دیگه ضعف نشون نده! من دیگه نمیخواد پیش من(یعنی خودم!!) کوچیک فرض بشه..!

من فقط میخواد مطمئن بشه! ( از چیش و از همه چیش! (دلم نون چیریشی خواست!! :دی) از چیش و از همه چیش رجوع شود به سررسید جان کرمی خاک گاهی خورده و گاه کم خورده!)


من خیلی بچه ی خوبیه.. دروغ چرا بهش حسودیم میشه! خدا خودش بهم دادتش! خدا خودش به همه یه دونه من عزیز داده! ولی خودمون داریم بهش ظلم میکنیم..

چه بسا یه ذره که فکر کنیم میبینیم عاشقشونم هستیم!!


خدایا به عظمتت.. به همون بزرگی و قدرتت..  خدایا به همون عزوجل بودنت.. خدایا به همه ی من ها و خودم های خیلی خوب رو زمینت..: خدایا همون دعای همیشگی..!


پ.ن: من اصلا هم دچار خود شیفتگی نیستم! دچار من شیفتگی حادم!! آره جون خواهر..!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۲ ، ۰۲:۵۹
Melika Amiri