دنیای من!!

شیر و میش

دنیای من!!

شیر و میش

یکه اروم دانا!

شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۱، ۰۲:۵۴ ق.ظ

جیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ... (شیشه پاک کن: برداشت من از صدای بـــــــــــوق این دستگاهایی که به قلب مریض وصله وقتی مریض دیگه مریض نیست و خرماش رو میخورن و اگه حال داشتن صلوات و اگه خیلی حال داشتن فاتحه مع الصلوات نثار روح مات و مبهوتش که هنوز داغه و خودش قاطی عزادارا برا خودش الفاتحه مع الصلوات میفرسته، میفرستن!) 

.

.

.

دینگ ... دینگ دینگ..(شیشه پاک کن2: برداشت من از صدای بوق همون دستگاهای مذکور آنگاه که روح مات و مبهوت طرف وقتی هنوز وسط فرستادن الفاتحه هس طی یک عملیات آنتحارتیک به بدنش برمیگرده و عزاداران محترم رو، دستمال خیس به دست حیران و به نوعی خیط میکنه!!)

.

.

.

و این گونه شد که آن گونه شد!! عملیات احیا سازی با موفقیت این گونه را آن گونه ساخت! 


الان بیست دقیقه نه.. شاید چهل دقیقه ای میشه که شیر و میش من احیا شد اما هنوز تو ذهنم کلنجار میرن افکاری با هم! و این نیز بگذرد..

میتونم بگم یخ انگشتام تازه تازه ذوب شده. بله دقیقا ذوب!! چون انگشتام الان خیسن اما انقدر سرده اتاق که این خیسی عرق نمیتونه باشه و در نتیجه منطق من که اصولا بنا به اعتماد به نفسی که بهم القا کردن هم سلولی های گرام، هیچ وقت اشتباه نمیکنه، میگه این اون واکنش فیزیکیو ثابت میکنه که یخ آب میشه در اثر حرارت!.. و چه خون گرمی دارم من و چه خون سردم هنــــــــــــوز..! 

تجربه بهم ثابت کرده که وقتی نوبت به زبون آوردن حرف الف توی کلمه ی فردا میشه، فردات به پریروز تبدیل شده و موندی هاج و واج! 

و چه هنوز خون سردم من..! :دی


به معنی واقعی کلمه یه عالم، یه دنــــــــــــــــــــــیا، چیز یاد گرفتم اینجا! مثلا این که وقتی نمیتونم درستی حرفمو بفهمونم وقتی توانایاییشو ندارم و وقتی توانایی توانایی داشتنش رو هم ندارم متاسفانه، فتوا صادر میشه که اگه هندزفریو بذارم تو گوشمو زیر خرمن لحاف و پتو که از منزل خاله و منزل خودمون جمع آوری شده، کله ی مبارک رو پنهان کنم اصلا خلاف شرع نیست و تازه کلی هم خوبه! میگی نه؟ از اعصاب فوق العاده مهربان بپرس!! 

یا اینکه یه عمل کاملا به جا قبل از نیت به اعمال وضو اضافه میشه که برگرفته از همون قوانین عبور و مروره! اول به چپ نگاه کن بعدش به راست نگاه کن!! و اونوقت اگه هیچ جنبنده ای مشاهده نشد، نیت کردن جایزه! اینطوری دیگه لازم نیست مورد امر به معروف و نهی از منکر مراجع تقلید عالیقدر که تازه کلی هم بینشون اختلاف هست، واقع بشی!!

و یک چیز دیگه هم یاد گرفتم که به مراتب ارزش بسیار بسیار بالایی دارد برایمان!! دادام تادااااام!!: ترکی دانیشماخ ارجشدیم! من الان باشارام چخ یاخچی ترکی دانیشاااااااام!! مادر گرامی بو سنن گزی ده! ایفتیخار اله دااااا جوروم!! دهه نه معنی وارده!! 


و به عنوان حسن ختام، نقل قولی چند از جد بزرگوارمان، مریم گلی..: و ابن شد که آن شد...!!!!  (و بسی معنا که در این جمله بس کوته و بس قصار نهفته است... و بسا مریدی که جامه بدریدند و بگرخیدند و گریختند!!!) 


پ.ن: و همان به که زبان بگزی و شاگرد nام فرض شوی و شنوای تبریک ها و احسنت های بس شیرین و ملس ملکه های زیبایی کلاس -دور از جون جمعیتی قریب به کثیر(منم ازین کلمه قلمبه سلمبه ها بلدم!!)- نباشی!  


پ.ن: مادربزرگ گرام، که به گفته ی والد گرام از خودم جوان تر است، که در حقیقت سه سال ناقابل کوچک ایشانم، ترسم آید که شیون و فغان سر دهد! گویا وقت خاموشی خیلی وقته که به سر آمدست..!!


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۱۱/۲۱
Melika Amiri

نظرات  (۱)

هنوز نفهمیدی تو خوابگاه حرفارو باید از این گوش بشنوی از اونیکی پرت کنی بیرون؟؟؟؟؟؟؟؟

بیا وبلاگم محض دلت یه پست زدم
پاسخ:
آمدم دیدم ولی عکساش درغین بود :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی