دنیای من!!

شیر و میش

دنیای من!!

شیر و میش

اپیزود هجدهم..خودبینی!

يكشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۱، ۱۲:۴۶ ب.ظ

خیلی جالبه که حس خوبی نسبت به خودت داشته باشی ولی موقعی که وقتش میرسه که از اون حس خوبت نسبت به خودت استفاده کنی شدیدا کم بیاری و اینجاش دردناک میشه که میفهمی نه بابا!!از اولش الکی به خودت خوش احساس(!) بودی!! 

مسئولیت پذیری کار خیلی سختیه! مخصوصا اگه نسبت به خودت مسئولیت داشته باشی! قبلنا اینقد برام سخت و عذاب آور نبود که به خودم دستور بدم و از خودم دستور بگیرم! ولی الان میبینم روز به روز سخت تر به قوانینی که خودم برا خودم میذارم عمل میکنم! شنیده بودم ملت تو پیری دیگه  غیر قابل انعطاف میشن! من الان تو این دوره ی نوزادیم به حرف خودم منعطف نیستم! جذابه!!!

آرزو های خیلی بزرگی دارم که مطمئنم قابلیت رسیدن بهشون رو دارم. خودم مطمئن نکردم خودمو. افراد موثقی که اصلا من براشون مهم نیستم و رودربایستی و ازین جور چرت و پرت ها باهام ندارن مطمئنم کردن. اما به خاطر همین قضیه ی خود فرمان ناپذیری (!!!) ای که جدیدا برام پیش اومده میبینم با این که قابل رسیدن به آرزوم هستم اما نخواهم رسید بهش! چرا؟؟ چون یادم رفته که چطوری به خودم دستور بدم و عمل کنم!!

همین!

پ.ن: به این فک کن. نظرت چیه؟ میتونه ؟؟:
دنیای واقعی دنیاییه که تمام داستانای دیو و پری و رویاهارو تو دلش نگه داشته. پس این دنیایی که توش اینهمه خیال و قصه و افسانه ساخته شده نمیتونه همچنان، آنچنان واقعی به نظر برسه! میتونه؟؟

پ.ن: از طیل تو خالی بودن میترسم. خیلی میترسم...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۱۱/۰۱
Melika Amiri

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی