دنیای من!!

شیر و میش

دنیای من!!

شیر و میش

اپیزود شانزدهم!...عذابی در وجدان..!!

يكشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۱، ۱۲:۴۵ ب.ظ

هیچ حسی بدتر از این نیست که خودتو گناهنکار بدونی در حالیکه نمیتونی به کسی بگی...
این حس که فکر کنی یه کار خیلی بد کردی . یه کاری که مجبوری مخفیش کنی پیش خودت . نمیتونی به کسی بگی. درحالی که اگه هم بگی شاید اصلا کاری که به نظر تو گناه بزرگی بود در نظر اون یه اشتباه خیلی ساده و قابل گذشت باشه !! ولی تو نمیگی و نمیگی و نمیگی تا جایی که حس میکنی بدترین آدم روی کره ی زمینی. تا جایی که حس میکنی گناهکارترینی و لایق هیچ چی نیستی جز بدبختی! 
البته مخفی کاری خودش ناخواسته عذاب وجدان وحشتناکی رو دنبالش میاره . عذاب وجدانی که تک تک ثانیه های زندگی رو به گند ترین لحظات عمر تبدیل میکنه !!

بدترین حسیه که به نظرم یه آدم میتونه داشته باشه! اصلا تحملش رو ندارم که با این حس زندگی کنم! واسه همین کوچیک ترین چیزیو که حس میکنم باید قایمش کنم و اگه قایم کنم عذابم میده داد میزنم! نه پیش همه! 
باید بگم تا احساس گناهکار بودن نکنم. خیلی وحشتناکه که آدم بده باشی!
کلا به نظرم عادت خوبی نیس خودمو لو دادن. اصلا عادت خوبی نیست که از ترس اینکه کارم اشتباه بوده باشه بیام و بدو بدو بگم و خودمو لو بدم. ولی خب اون حس بد پنهون کاری رو چیکار میشه کرد!؟؟؟

یه عالمه ازین حسای متضاد هستن که آدمو خسته میکنن. تضاد چیز قشنگیه. باعث دیده شدن فرقا میشیه. ولی فقط وقتی قشنگه که قاطی  حست نشه. وقتی که اونطوری شد زندگیت به قدری سخت و عذاب آور میشه که نمیتونی یه ثانیه اش رو بدون ناراحتی بگذرونی . بدون این حس که میخوای گریه کنی اونم بدون هیچ دلیلی !!! ]


پ.ن : الان که فکر میکنم میبینم نوستالژی هم خیلی حس بدیه! وقتی به نوشته ها یا آهنگا و عکسا یا کلا به هرچیزی نگاه میکنی که تو رو یاد یه خاطره یا خاطره های یه روز یا یه دوره ی ملس گذشته میندازه یه حس نوستالژی تلخی میگیری. نمیخوای برگردی به اون دوره یا روز. نمیدونی میخوای چیکار کنی با این حس. فقط میشینی و فکر میکنی. نه فکر هم نمیشه کرد. تو یه حالت بهت و شوک میمونی. دلت میگیره! هیچ کاری نمیتونی و نمیخوای بکنی! انگار که چه میدونم نمیخوای این حس نوستالژی رو از دست بدی ! اینم یه تضاد دیگه!!

پ.ن : از پرفسور اسنیپ متنفر بودم! بعد ازش بدم اومد.. بعد بی حس شدم .. الانم دلم براش میسوزه! خیلی!! 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۱۱/۰۱
Melika Amiri

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی